يا هو او مرا می ترساند. درست مثل ترسی که اول يک عشق به آدم دست ميدهد . همان وقتی که عقلمان به ما ميگويد بايد منتظرِ غم ها و رنج هايی باشيم و بايد مواظب باشيم به او نزديک نشويم و بد يک ميان بر ما را زود تر و بيشتر به او نزديک ميکند، در حالی که ميدانيم بالاخره گرفتار ميشويم ولی حاضر هستيم به خاطره يک لحظه خوشی هزاران لحظه رنج بکشیم . ولی با اين ترس باز هم عاشق ميشويم و عاشق میمانیم. بر گرفته از کتاب:زندگی ،جنگ و ديگر هيچ
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 2:16 توسط H-O-O-M-A-N |